سرلشکر قاسم سلیمانی: سردار خطرات

PDF

English

Subscribe to the Middle Eastern Outlook in English

 

شماره 4 ژوییه 2011


 

این مقاله سومین شماره در سلسله مقالات چشم انداز خاورمیانه در بارۀ سردار قاسم سلیمانی است.

رئیس جمهورایالات متحده، آقای باراک اوباما، در 28 اردیبهشت 1390 نام فرمانده عالی رتبه جمهوری اسلامی، سردار قاسم سلیمانی، را به فهرست افراد تحریم شده از سوی ایالات متحده افزود. سردار سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است و به عنوان "کانال ارسال تجهیزات به سازمان امنیت سوریه" شناخته شده است. برنامه ریزان ایالات متحده برای مقابله با فعالیت های سردار سلیمانی و نیروی قدس سپاه، ابتدا باید دلیل اقدامات جسورانه و کامیابی های نظامی این سردار سپاه را دریابند. گزارشهای موجود در بارۀسردار سلیمانی مردی را تصویر می کند که بی آنکه آموزش رسمی فراوانی دیده باشد فرمانده موفقی شده است. اما وی هرچند در میدان تاکتیک فرمانده لایقی است، استراتژیست قابلی به نظر نمی آید.



سردار سلیمانی در سخنرانیی برای طلاب مدرسۀ علمیه حقانی در قم در یکم خرداد 1390، گفت انقلاب های اجتماعی در خاورمیانه و شمال افریقا "بهترین فرصت ها را برای انقلاب ما فراهم کرده." و در ادامه افزود: "امروز شکست یا پیروزی ایران در مهران و خرمشهر رقم نمی خورد. مرزهای ما فراتر رفته، ما باید شاهد پیروزی در مصر و عراق و لبنان و سوریه باشیم. اینها آثار انقلاب اسلامی است."

سخنان سردار سلیمانی در واقع تایید کنندۀ گزارشهایی است که پیشتر در بارۀ پشتیبانی فعال جمهوری اسلامی از سوریه در سرکوب خونین مخالفان منتشر شده بود، و آشکارا نشان می دهد که نیروی قدس تحت فرماندهی سردار سلیمانی از "بهار عرب" به نفع تهران بهره برداری می کند. به همین دلیل است که پرزیدنت باراک اوباما، در 28 اردیبهشت، نه تنها آقای بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، و شش تن از مشاوران بلند پایه اش، بلکه سردار سلیمانی را هم که "کانال ارسال تجهیزات ایران به سازمان امنیت سوریه" معرفی شده به لیست تحریم ها اضافه می کند.

به رغم شهرت فعالیت های سردار سلیمانی، چیز زیادی در بارۀ خود او نمی دانیم و شخصیتش همچنان یک معما ست. هدف این چشم انداز گشودن همین راز است و می خواهد با استفاده از منابع فارسی موجود به بررسی روش مدیریت این فرمانده سپاه، زندگی نظامی وی، و اظهارات عقیدتی اخیرش در بارۀ صدور انقلاب بپردازد. این منابع عبارتند از سخنرانی های سردار سلیمانی، ارجاع های "مرکز تحقیقات جنگ" سپاه پاسداران به پیشینۀ رزمی سردار سلیمانی، روزشمار جنگ ایران و عراق، و گوشه های از زندگی شخصی او از زبان همرزمان قدیمی اش در جنگ با عراق.

روشن است که سپاه و نیروی قدسی که امروز باید بدان پرداخته شود، با آنچه در دوران جنگ ایران و عراق بوده تفاوت قابل توجهی دارد، ولی با توجه به اینکه نسل فرماندهان جنگ، از جمله سردار سلیمانی، روز به روز در ایران قدرتمندتر می شوند، مطالعۀ گذشتۀ آنها کمک بزرگی است به فهم شخصیت و رفتار امروزشان. این مسأله بویژه در مورد سردار سلیمانی صادق است، چرا که تا پیش از جنگ ایران و عراق با دانش جنگهای نظامی مدرن آشنایی بسیار کمی داشته و شیوۀ مدیریت امروزش، در میدانهای جنگ ایران و عراق و در مشورت با دیگر فرماندهان نظامی شکل گرفته است.

انگیزه های فردی

قاسم سلیمانی یک قهرمان جنگی و یک وطن پرست واقعی است که بعد از انقلاب در حالی که ایران از سویی درگیر یک جنگ داخلی در کردستان بود و از سوی دیگر با اشغالگران عراقی دست و پنجه نرم می کرد به سپاه پاسداران پیوست. در زمان جنگ و در عملیات شناسایی برای پیشگیری از تلفات نیروهای تحت فرمان خود جانش را به خطر می انداخت. دست کم، بنا بر یک گزارش معتبر، سردار سلیمانی در یکی از این عملیات، در11 تیر 1365، نزدیک بوده به اسارت نیروهای عراق درآید. در این گزارش هم حزم و احتیاط سردار سلیمانی پیش از عملیات را می توان دید و هم تمایلش به تقبل کارهای خطرناک.

البته بی باکی های سردار سلیمانیِ جوان گاهی نیز جان افراد گردان زیر فرماندهی اش را به خطر می انداخت. در 17 مرداد 1364، سردار سلیمانیِ بی صبر، در روز روشن، "سه بولدوزر، سه لودر، سه کامیون، و سه وانت نیسان را برای کارهای مهندسی به منطقۀ عملیاتی فاو می بَرَد" تا برای سرعت بخشیدن به پیشروی نیروهای ایرانی به طرف عراق یک جاده بسازد، در حالی که همزمان سپاه در حال طراحی یک عملیات غافلگیرانه علیه نیروهای عراق در همان منطقه بود. قرارگاه خاتم الانبیا به شدت از این اقدام نابجای سردار سلیمانی انتقاد می کند.

ارزش ها، اعتقادات، و رهبری کاریزماتیک

چهره ای که منابع موجود از سردار سلیمانی ترسیم می کنند یک جنگجوی جوانمرد است، ولی شخصیت سیاسی پخته و پرداخته ای ندارد. وقتی در کرمان به کارهای ساختمانی مشغول بوده، بیشترین زمان فراغتتش را در زورخانه های عطایی و جهان می گذراند؛ جایی که علاوه بر ورزش به تشویق و تقویت خُلق و خوی جوانمردی هم توجه می شود.

جنگ ایران و عراق ضمن شکل دادن به ارزشها و اعتقادات سردار سلیمانی، فرصت بروز خصلت های جوانمردی را هم که در زورخانه ها آموخته بوده برایش فراهم می کند. بدون شک شرایط جنگی آن دوران در ایجاد و تقویت ویژگیهای یک رهبر کاریزماتیک در او مؤثر بوده است. سردار سلیمانی در سخنرانی های پرشورش، پیش و پس از عملیات جنگی، با گریه و زاری و تقاضای بخشش از شهدا، بخاطر شهید نشدن خود، افراد زیر امرش را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. پیش از هر حمله، او سربازانش را یکی یکی در آغوش می گیرد و در حالی که اشک می ریزد با آنها وداع می کند. آگاهانه یا ناخودآگاه، وی برای تقویت روحی افرادش از عواطف و احساساتش کمک می گیرد. در عین حال، این واقعیت که اغلب کسانی که او در آغوش گرفته و بدرقه شان کرده در عملیات گوناگون کشته شدند، باید تأثیر بزرگی بر شخصیت او گذاشته باشد. سردار سلیمانی از پایان جنگ تا امروز تقریباً در همۀ سخنرانی ها و گفت و گوهای عمومی اش یادی از شهدای جنگ کرده است.

ولی، در سخنرانی های اخیرش، به مسائل عقیدتی محضی چون "وحدت اسلامی"، و "اتحاد مؤمنین [زیر یک پرچم]"، و مسألۀ "آزادی فلسطین" اشاره کرده که با شخصیت میهن پرست سردار سلیمانیِ دوران جنگ، که همۀ توجهش به دفاع از ایران در برابر عراق متجاوز بود، همخوانی ندارد. او همچنین این ادعاهای شگفت آور را کرده که جنگ ایران و عراق "از ارزانترین جنگ ها بود"، و اینکه اسرائیل در تیررس موشکهای ایران است.

با توجه به کمبود اطلاعات در بارۀ سردار سلیمانی، تشخیص اینکه او نسبت به گذشته واقعاً چقدر تغییر کرده دشوار است. چه بسا تا به حال در موقعیتی نبوده که بخواهد چنین اظهار نظرهایی بکند، شاید نیز همیشه همین افکار را داشته و بیان کرده ولی توجه کسی را جلب نکرده است. در هر حال، این اظهار نظرهای غیرواقعی اخیر او نشان می دهد، سردار سلیمانی، که فرمانده تاکتیکی برجسته ای است، از زمان انتصابش به عنوان فرمانده سپاه قدس، هنوز نتوانسته قابلیت های یک برنامه ریز و استراتژیست را در خود بپروراند، و این اظهارنظرهای غیر واقعی شاید تنها برای پوشاندن ضعف اندیشه های راهبردی اوست.

اولین نشانه های قابلیت های تاکتیکی

سردار سلیمانی یک عملگراست و در رویارویی با مشکلات تاکتیکی توانایی رهبری خود را ثابت کرده است. منابع موجود او را فرماندهی معرفی می کنند که مهارت در تاکتیک های نظامی را خیلی پیشترها و با تجربۀ شخصی آموخته است، و به نظر می رسد برای این تجربه ها ارزش و اعتباری بیش از دستورات مقام های بالاتر قائل است. در 26 تیر 1364، وی با نقشۀ فرماندهی سپاه برای اعزام نیرو به دو جزیره در غرب اروند رود (شط العرب) مخالفت کرد. استدلالش این بود که "گرفتن این جزیره ها ممکن است آسان باشد ولی نگه داشتنشان محال است. علاوه بر این، در جریان بازگشت مجبوریم نیروهای زیادی را جا بگذاریم." با اینکه دیگر فرماندهانی که هم به اندازه سردار سلیمانی به این نقشه انتقاد داشتند دست از مخالفت برداشتند، او روی حرف خود ایستاد و نقشۀ اشغال بالاخره کنار گذاشته شد. این موفقیت زندگی حرفه ای سردار سلیمانی را احتمالا تحت تأثیر قرار داده، یکدنگی او را بیشتر و بی توجهی اش به نظر دیگران را دوچندان کرد.

سردار سلیمانی یک فرمانده محتاط و محافظه کار نیست و می گوید بهترین دفاع حمله است. در4 مرداد 1366، نیروهای عراقی تقریبا لشگر 41 ثارالله را به محاصرۀ کامل در آوردند. ولی سردار سلیمانی به رغم فشار مدام و پیشروی روزانۀ عراقی ها، طرح یک ضد حمله را ریخت که البته فرماندهان مافوقش آن را نپذیرفتند و ایران نهایتاً در این درگیری ها شکستی خورد که شاید با اجرای نقشۀ سلیمانی می شد جلوی آن را گرفت.

در 31 خرداد 1366، سردار سلیمانی در عملیات نصر 5، که برای بیرون آوردن چند ارتفاع استراتژیک مهم از دست عراقی ها طراحی شده بود، شرکت کرد. جالب است که گویا سردار سلیمانی در این مورد برخلاف میل باطنی اش عمل کرده و از دستورات قرارگاه نجف پیروی می کند. وقتی گردان حمزۀ لشگر 25 کربلا با مشکل رو به رو می شود و نمی تواند موقعیت های تعیین شده را طبق نقشه تصرف کند سردار سلیمانی، در عین ناباوری فرماندهان عالی سپاه، ابتکار عمل را به دست گرفته لشگر 41 ثارالله را به سرعت به طرف آن مواضع هدایت می کند و همه را به تصرف در می آورد. در همان روز، نیروهای تحت فرمان سردار سلیمانی و دیگر واحدهای حاضر در آن منطقه مورد حملۀ شیمیایی عراق قرار می گیرند و 110 تن از افراد او زخمی می شوند.

سردار سلیمانی در نشستی، در 24 مهر 1366، دربارۀ مشکلات ایران در جنگ و حمایت های جهانی از عراق، به شدت خواستار برنامه ریزی جنگی بهتر و جامع تر و تعیین گروه های تحقیق برای بررسی اشتباهات تاکتیکی گذشته و درس آموزی از آنها می شود. همچنین یک ماه بعد، از کمبود کادرهای زبده برای آموزش بسیجیان و قطع ارتباط میان قرارگاه های سپاه و رزمندگان خط مقدم شکایت می کند.

سردار سلیمانی با تاکتیک های فریب دادن دشمن آشناست و می داند چطور در میدان رزم از آنها استفادۀ مؤثر کند. به عنوان نمونه، وقتی در13 مهر 1366، در حال تهیۀ نقشۀ جنگ شلمچه بود تأکید کرد: "بدون وارد شدن به یک جنگ صوری امکان ندارد دشمن فریب بخورد. باید دست کم دو سه روز یک جنگ ظاهراً واقعی راه بیندازیم." در6 آبان 1366، باز هم روی مسألۀ فریب بیشتر تأکید می کند و می گوید: "آموزش نیروهای ضربتی در این منطقه نقشۀ ما را لو می دهد. باید به بقیۀ نیروها در مناطق دیگر هم بگوییم این کار را بکنند که دشمن متوجه نشود مانور ما برای چیست و منطقۀ عملیات کجاست." این در حالی بود که رهبری سیاسی در تهران فقط به فکر جلوگیری از پیشروی عراق بود و، بدون توجه لازم به فریبهای جنگی، نهایت فشار را به نیروهای جبهه می آورد که وارد عمل شوند.

با وخیم تر شدن وضع ایران در جنگ، رهبران سیاسی کشور بویژه آیت الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس و جانشین فرمانده کل قوا، از آقای محسن رضایی، فرمانده سپاه، خواستند برای کشاندن عراق به پای میز مذاکره، نقشه ای برای به دست آوردن یک پیروزی تاکتیکی فوری ارائه کند. در15 آذر 1366، آقای محسن رضایی با اطمینان از حمایت آقای رفسنجانی اشغال شبه جزیرۀ فاو را پیشنهاد کرد. ولی سردار سلیمانی با این نقشه مخالفت کرد و به همین دلیل روابطش با رهبری سپاه تیره شد. به نوشتۀ روزشمار جنگ ایران و عراق، وابسته به سپاه پاسداران، استدلال سردار سلیمانی این بود که حمله به فاو علاوه بر اینکه تلفات قابل توجهی خواهد داشت، فاصله اش با شهر مهم و استراتژیک بصره بسیار بیشتر ازفاصله شلمچه تا این شهر است. او همچنان معتقد بود که سپاه باید به جای فاو شلمچه را تصرف کند. اقای محسن رضایی در پاسخ انتقادهای سردار سلیمانی گفت فاو را می شود در یک عملیات غافلگیرانه و ضربتی تصرف کرد، ولی اشغال شلمچه به این آسانی نیست چون عراقی ها مدت هاست انتظار پیشروی ایران در منطقه را دارند.

اقای رفسنجانی در خاطرات خود می نویسد، او و سردار سلیمانی در 12 آذر 1366 دربارۀ "عملیات آینده" با هم حرف زده اند. سردار سلیمانی احتمالاً در این گفت و گو دلایل مخالفت خود با نقشۀ اقای رضایی را به اطلاع آقای رفسنجانی رسانده است؛ چرا که آقای رفسنجانی در نشستش با فرماندهان سپاه، در 26 آذر 1366، از آنها می خواهد اگر نقشۀ بهتری دارند ارائه کنند و خطاب به فرماندهان می گوید: "شما هدف و استراتژی جنگ را می دانید. در منطقۀ جنوب خاک با ارزش تری از فاو می شناسید؟ ما می خواهیم نظر شما را بدانیم؟"

آقای رفسنجانی شاید با طرح این سؤال می خواسته سردار سلیمانی انتقادهای خود از نقشۀ اقای رضایی را به زبان بیاورد. ولی سردار سلیمانی، برخلاف روش همیشگی اش، در حضور بالاترین مقام سیاسی یی که در جریان وقایع هر روزۀ جنگ بود سکوت اختیار می کند. این نشست با بحث های تند میان فرماندهان و آقای رفسنجانی تمام می شود، ولی سردار سلیمانی همچنان سکوت اختیار می کند. در مدارک و منابع موجود هیچ اشاره ای نشده که چرا سردار سلیمانی از آقای رفسنجانی حمایت نمی کند. البته چند احتمال وجود دارد: شاید هرچند انتقاد از نقشۀ آقای رضایی برای سلیمانی آسان بوده ولی نمی توانسته از طرح پیشنهادیِ خودش بخوبی دفاع کند؛ شاید هم نمی خواسته در حضور یک مقام غیرنظامی از همرزمانش انتقاد کند؛ شاید فکر می کرده این خلاف رویّۀ سپاه است که غیرنظامیان در تصمیم گیری های جنگی آن دخالت کنند؛ شاید هم نگران آیندۀ حرفه ای خودش در سپاه پاسداران بوده است. در هر صورت، کوتاهی سردار سلیمانی در حمایت از آقای رفسنجانی در این نشست می تواند گمنامی او در دوران ریاست جمهوری آقای رفسنجانی (76-1368) را تا حدودی توضیح دهد.

جالب توجه است که سردار سلیمانی با اینکه در نشست فرماندهان مخالفت خود با نقشۀ آقای رضایی را بروز نداد و از اقای رفسنجانی حمایت نکرد، ولی پس از آن همچنان به انتقاد از طرح آقای رضایی ادامه داد، و چه بسا به همین دلیل مورد بی مهری هر دو واقع شد. سردار سلیمانی در 5 دی 1366 در عملیات شناساییِ قبل از عملیات فاو شرکت کرد، و در11 دی 1366 آقایان رضایی و سلیمانی در بارۀ عملیاتِ پیشنهادی با هم بحث کردند. سردار سلیمانی اظهار داشت: "ما واقعا برنامه ای برای جنگ نداریم! بعد از عملیات کربلای 5 من دیگر نمی دانم پیشنهادها چه بود و قرار بود ما در آینده چه بکنیم. برای شش ماه آینده نقشۀ روشنی در دست نداریم." او همچنین پیشنهاد می کند که واحد های سپاه هر چه زودتر و تا پیش از رسیدن نیروهای پشتیبان برای عراقی ها عملیات را شروع کنند، چون به نظر او آمدن نیروی کمکی برای سربازان عراقی می توانست هر گونه عملیات در جبهۀ جنوب را تا پیش از عملیات والفجر 10 به بن بست کامل بکشد. این اظهارات سردار سلیمانی تأثیر زیادی روی دیگر فرماندهان گذاشت تا جایی که معاون نیروی زمینی سپاه، آقای یحیی رحیم صفوی، وادار شد بگوید: "خدای نکرده شیطان در دلتان رخنه نکند. هیچ جا برای عملیات بهتر از اینجا (فاو) نیست." حرف های سردار سلیمانی بطور حتم از نظرآقای رحیم صفوی بسیار دلسرد کننده بوده است.

نزاع های سردار سلیمانی با فرماندهان مافوقش، بویژه آقای رضایی، دشمنان زیادی برایش درست کرد چه در داخل سپاه و چه در میان رهبران سیاسی کشور. شاید به همین دلیل، به محض افول ستارۀ بخت آقای محسن رضایی (1376)، سردار سلیمانی به فرماندهی نیروی قدس سپاه منصوب شد و این جریان با آخرین سال ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی همزمان بود. به سخنی کوتاه، تجربه های سردار سلیمانی در زمان جنگ ایران – عراق بدون تردید از او یک ژنرال تاکتیک شناس ساخته، ولی او هیچ وقت نتوانسته یک استراتژیست بشود.

مخالفت با مردن بیهوده

اخلاق و رفتار سردار سلیمانی او در دل افراد زیر فرماندهی اش بسیار محبوب کرده است. در 11 مرداد 1365، در دیداری بسیار اتفاقی از شهر زادگاهش، کرمان، مقامات بهداشت محل را متهم کرد که اهمیتی برای حفظ جان سربازان زخمی او که برای درمان از جبهه برگشته اند قائل نیستند. شواهدی نیز وجود دارد که به رغم احترامی که برای شهیدان قائل بوده و ستایشی که از شهادت می کرده، هیچ وقت حاضر نمی شده افرادش را بی دلیل به کشتن بدهد و همیشه آماده بوده که اگر نقشه های جنگی مقامات نظامی مافوقش به نظر او منجر به مرگ غیر ضروری افرادش می شود با آن نقشه ها مخالفت کند.

همان طور که پیشتر اشاره شد، سردار سلیمانی با نقشۀ اقای محسن رضایی برای حمله به فاو هم به این دلیل مخالفت کرد که به نظر او تلفات احتمالی اش خیلی زیاد و دستاوردش بسیار کم بود. سردار سلیمانی مخالفتش با تاکتیک "موج انسانی" را پنهان نکرده است؛ تاکتیکی که بر اساس آن هزاران سرباز و از جمله افراد یگان سردار سلیمانی روانۀ عملیاتی می شدند که قطعا منجر به مرگ آنان می شد. سپاه پاسداران برای مقابله با برتری نظامی و تکنیکی ارتش عراق از این تاکتیک استفاده می کرد و سردار سلیمانی هر وقت می فهمید سربازانش به این قتلگاه های بی حاصل فرستاده شده اند سخت برآشفته می شد.

نتیجه گیری

نگاهی به منابع و مدارک عمومی موجود گوشه هایی از نقاط قوت و ضعف سردار سلیمانی را آشکار می کند. تواناییهای سردار سلیمانی، چه در سخنوری و چه در زمینه های نظامی، مایۀ شهرتش شده است. ولی او در طول زندگی حرفه ای اش دشمنانی در سپاه پاسداران و هم در میان رهبران سیاسی کشور برای خود تراشیده است، و شاید به همین دلیل است که دست کم در حال حاضر ارتقای شغلی اش مدام به تعویق می افتد. اظهارات اعتقادی و کلیشه ای اخیرش نشان می دهد که او همچنان یک رهبر تاکتیکی است و نه یک استراتژیست- نقطه ضعفی که از کارآیی اش در مقام فرماندهی نیروی قدس سپاه می کاهد.





. برای مطالعۀ چشم انداز پیشین از این سری نگاه کنید به علی آلفونه، "زندگی نامۀ سردار قاسم سلیمانی"، امریکن اینترپرایز انستیتو، چشم انداز خاورمیانه (ژانویه 2011):

www.aei.org/outlook/101020

و علی آلفونه، "شبکه های نهانی در ایران: حلقۀ سردار سرلشگر قاسم سلیمانی"، امریکن اینترپرایز انستیتو، چشم انداز خاورمیانه (مارس 2011):

www.aei.org/outlook/101032

"پیروزی حزب الله در جنگ سی و سه روزه سرمایۀ خون های ریخته شده در هشت سال دفاع مقدس بود"، رسا نیوز(تهران)، 2 خرداد 1390 :

www.rasanews.ir/Nsite/FullStory/?Id=105241.

گفته های سلیمانی یادآور سخنان محمد منتظری، رئیس پیشین "دفتر جنبش های آزایبخش" سپاه پاسداران است که معتقد بود: " مؤثرترین شیوه برای دور نگه داشتن دشمن صدور انقلاب است و سرگرم کردن دشمن در خارج از مرزهای کشور." با اینکه در مورد لزوم صدور انقلاب، منتظری و سلیمانی در نظر و عمل شبیه یکدیگر هستند ولی هیچ مدرکی دال بر ارتباط بین آنها وجود ندارد. نگاه کنید به: "امام و سپاه از بدو تشکیل تا حال، مصاحبه با سید احمد خمینی"، پیام انقلاب (تهران)، 8 خرداد 1368،10

"Syria Pledges End to 'Emergency' Law . . . after 48 Years," Sunday Times (London), April 17, 2011.

US Department of the Treasury, "Administration Takes Additional Steps to Hold the Government of Syria Accountable for Violent Repression against the Syrian People," news release, May 18, 2011.

مجید ملک، "آیا اسطورۀ ما بر باد رفته؟"، بلاگ اینجا کرمان، 23 مهر 1388:

http://injakerman3.persianblog.ir/tag/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86

و "خاطرات شهید علی رضا محمدحسینی از اولین حضورش در مهاباد، بلاگ اکبر313، 10 دی 1386:

http://akbar313.ir/post-116.aspx .

مجید ملک، "آیا اسطورۀ ما بر باد رفته؟".

علی اکبر هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی، سال 1365، (تهران: دفتر نشر معارف انقلاب، 2009)، 453.

هادی نخعی و حمیدرضا فراهانی، روزشمار جنگ ایران و عراق، شمارۀ 37، ویرایش 2 (تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 2008)، 443، 649.

همان جا، 649.

الاهه بهشتی، دل دریایی. خاطرات زندگی سردار شهید محمد گرامی، جانشین رئیس ستاد لشکر 41 ثارالله (کرمان: لشکر 41 ثارالله، 1997)، 23.

Encyclopaedia Iranica, s.v. "ZUR-KANA," by Houshang E. Chehabi, last modified August 15, 2006, accessed May 31, 2011: www.iranica.com/articles/zur-kana.

مرتضی آوینی، "عملیات کربلای 5":

4shared video, 14:54, posted by "omidhosseini80," January 25, 2011, www.4shared.com/video/D1AKK9Zr/1_2.html

. برای دیدن عکس نگاه کنید به:

http://bit.ly/l4a3xI

. برای دیدن آخرین سخنرانی سردار سلیمانی در یادبود شهیدان نگاه کنید به: "سرلشگر سلیمانی: شاهد ظهور سخنان امام خمینی در سطح دنیا هستیم"، فارس نیوز (تهران)، 13 اسفند 1389:

www.farsnews.com/newstext.php?nn=8912130380

. "مردم فلسطین جزء ایده های امام در زمان تبعید بود"، ایسکا نیوز (تهران)، 6 مهر 1387:

http://iscanews.ir/fa/ShowNewsItem.aspx?NewsItemID=246330

"جنگ ما یکی از ارزانترین جنگ های دنیا بود"، صبح صادق (تهران)، 1 آذر 1389:

www.sobhesadegh.ir/1389/0476/M05.HTM

. "سردار سلیمان: اسرائیل در حال اجرای هولوکاست واقعی است"، تارنمای بصیرت (تهران)، 6 مهر 1387:

www.basirat.ir/news.aspx?newsid=47968

. "انتصاب ریاست مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی و معاونت بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح"، تارنمای دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العضمی خامنه ای (تهران)، 4 مهر 1384:

http://farsi.khamenei.ir/message-content?id=187

هادی نخعی و حمیدرضا فراهانی، روزشمار جنگ ایران و عراق، شمارۀ 37، 443.

همان جا، 444

. یحیی فوزی و علی رضا لطفعلی زادگان، روزشمار جنگ ایران و عراق، شمارۀ 43، ویرایش دوم (تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 2008)، 216.

علی رضا لطفعلی زادگان، روزشمار جنگ ایران و عراق، شمارۀ 49 (تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 2008)، 324.

همان جا، 326.

همان جا، 340.

همان جا، 63-262.

همان جا.

همان جا، 272.

همان جا، 264.

همان جا، 276.

مهدی انصاری و محمود یزدان فام، روزشمار جنگ ایران و عراق، شمارۀ 51 (تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 2008)، 256.

همان جا، 607.

همان جا، 236.

. همان جا، 644.

. صادق زیبا کلام و فرشته سادات اتفاق فر، هاشمی بدون رتوش (تهران: روزنه، 2008)، 289.

حسین اردستانی، روزشمار جنگ ایران و عراق، شمارۀ 52 (تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 2003)، 257.

علی اکبر هاشمی رفسنجانی، دفاع و سیاست: کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1366، ویرایش علی رضا هاشمی (تهران: دفتر نشر معارف انقلاب، 2009)، 383.

. حسین اردستانی، روزشمار جنگ ایران و عراق، شمارۀ 52، 358.

همان جا.

همان جا، 449.

همان جا، 507.

علی اکبر هاشمی رفسنجانی، دفاع و سیاست: کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1366، ویرایش علی رضا هاشمی (تهران: دفتر نشر معارف انقلاب، 2009)، 552.

. همان جا، 434.

. یحیی فوزی و علی رضا لطفعلی زادگان، روزشمار جنگ ایران و عراق، شمارۀ 43، 284.

. حسین اردستانی، روزشمار جنگ ایران و عراق، شمارۀ 52، 257.

 

Also Visit
AEIdeas Blog The American Magazine
About the Author

 

Ali
Alfoneh
  • Ali Alfoneh's research areas include civil-military relations in Iran with a special focus on the role of the Islamic Revolutionary Guards Corps in the Islamic Republic. Mr. Alfoneh has been a research fellow at the Institute for Strategy at the Royal Danish Defence College and has taught political economy at the Centre for Middle Eastern Studies at the University of Southern Denmark.

What's new on AEI

image The money in banking: Comparing salaries of bank and bank regulatory employees
image What Obama should say about China in Japan
image A key to college success: Involved dads
image China takes the fight to space
AEI on Facebook
Events Calendar
  • 21
    MON
  • 22
    TUE
  • 23
    WED
  • 24
    THU
  • 25
    FRI
Wednesday, April 23, 2014 | 12:00 p.m. – 1:30 p.m.
Graduation day: How dads’ involvement impacts higher education success

Join a diverse group of panelists — including sociologists, education experts, and students — for a discussion of how public policy and culture can help families lay a firmer foundation for their children’s educational success, and of how the effects of paternal involvement vary by socioeconomic background.

Event Registration is Closed
Thursday, April 24, 2014 | 12:00 p.m. – 1:30 p.m.
Getting it right: A better strategy to defeat al Qaeda

This event will coincide with the release of a new report by AEI’s Mary Habeck, which analyzes why current national security policy is failing to stop the advancement of al Qaeda and its affiliates and what the US can do to develop a successful strategy to defeat this enemy.

Friday, April 25, 2014 | 9:15 a.m. – 1:15 p.m.
Obamacare’s rocky start and uncertain future

During this event, experts with many different views on the ACA will offer their predictions for the future.   

No events scheduled this day.
No events scheduled this day.
No events scheduled this day.
No events scheduled this day.
No events scheduled this day.