(Adobe Acrobat PDF) بلند پروازی های جهانی ایران
In English
از مایکل روبین
March 2008
در حالیکه ایالات متحده امریکا توجه خود را معطوف فعالیت های ایران در بخش عمده خاورمیانه کرده است، ایران با پشتکاری قابل ملاحظه ای در حال گسترش نفوذ خود در امریکای لاتین و افریقا است. معاضدت رئیس جمهور ایران محمود احمدی نژاد در هر دو منطقه با سنجیدگی و دست و دلبازی پایه گذاری شده است. وی با تشویق بلوک ضد امریکائی ونزوئلا، بولیویا و نیکاراگوئه ، پیشرفتهای چشمگیری در امریکای لاتین داشته است. در افریقا نیزدر حال ساختن روابط محکم میباشد. امریکا با نادیده گرفتن این رویدادها خود را به خطر میاندازد و نیاز به سعی و کوشش است تا دستآوردهای اخیر ایران خنثی شود.
پیش و پس از انقلاب اسلامی ، ایران همواره در پی آن بوده است که قدرت منطقه بشود. تا قبل از 1979، واشنگتن از اهداف تهران حمایت میکرد- زیرا شاه حفاظت منطقه را در برابر کمونیست و هم چنین تندروی های اتحادیه عرب تامین مینمود- اما بعد از انقلاب اسلامی ، مقامات امریکائی این بلندپروازی های ایرانیان را با دیده احتیاط می نگرند.
این احتیاط از زمانیکه جمهوری اسلامی بر خلاف پیمان منع گسترش سلاح های اتمی و قطعنامه های متعدد شورای امنیت سازمان ملل، در پی بدست آوردن تکنولوژی هسته ای بوده است بیشتر شده است. علاوه بر آن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بطور فزاینده ای نقش متزلزل کردن همسایگان نزدیک ایران را داشته است. {1} اما در حالیکه مقامات امریکائی تلاش میکنند تا ترفندی تدبیر کنند که از نفوذ ایران در خاورمیانه جلوگیری کرده یا آنرا کم کنند، دولت احمدی نژاد و سپاه پاسداران، سرمست از درآمد سرشار نفت و موفقیتهای اخیر، اکنون رویای بازیگری در صحنه جهان را در سر میپرورانند.
کارمندان وزارت امور خارجه و وزارت دفاع ، که به بخش های مجزا با مسئولیت های محدود منطقه ای تقسیم شده اند، تنها برنفوذ ایران بر عراق ، لبنان، افغانستان، امارات خلیج فارس، وفلسطین توجه دارند. اما یک نگرش وسیعتر، و ماورای بخشهای منطقه ای این وزارتخانه ها، به اوضاع جهانی بروشنی نشان میدهد که جمهوری اسلامی برآنست که به یک قدرت جهانی مبدل شود. مقامات ایرانی ، و زیر نظر احمدی نژاد، یک خط مشی همکاری سیاسی، اقتصادی و نظامی دقیقی را دنبال میکنند تا نفوذ خود را در امریکای لاتین و افریقا افزایش دهند. آنها نه تنها در ونزوئلا، نیکاراگوئه و بولیویا موفق بوده اند، بلکه در سنگال ، زیمبابوه و افریقای جنوبی نیز پیشرفتهائی داشته اند. این متحدین جدید ایران با همکاری یکدیگر منافع امریکا را نه تنها در این کشورها بلکه در منطقه وسیعتری زیر پا خواهند گذاشت بخصوص اگر تهران از استراتژی مرحله به مرحله پیروی کرده و نفوذ خود را بر دیگر کشورهای منطقه نیز توسعه دهد.
امریکای لاتین: چالش دکترین مونرو
مدت زمان طولانی است که از حضور فعال ایران در امریکای لاتین میگذرد. از چندی قبل ، حزب الله در نقطه تلاقی سه کشور پاراگوئه ، برزیل و آرژانتین خود را مستقر کرده است. {2} تروریستهائی که به ایران ربط داده میشوند در سال 1992 سفارت اسرائیل در بوئنوس آیرس را بمبگذاری کردند و در سال 1994 یک مرکز تجمع یهودیان را در همان شهر منفجر نمودند. در سال 2006، دادستانی آرژانتین حکم جلب رئیس جمهور سابق ایران، علی اکبر هاشمی رفسنجانی و هفت نفر دیگر را به اتهام طراحی و اجرای حمله سال 1994 صادر کرد. {3} حضور حزب الله در این منطقه همواره یک منبع نگرانی برای سیاست گذاران بوده است. {4}
البته از زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد بوده است که دولت ایران با سعی و کوشش مداوم در صدد دسترسی به کشورهای امریکای لاتین بوده است. احمدی نژاد با صرف صدها میلیون دلار- اگر نه میلیارد - بعنوان کمک ، در پی بوجود آوردن یک بلوک ضد امریکائی متشکل از کشورهای ونزوئلا، بولیویا و نیکاراگوئه است. در حالیکه حمایت سیاسی کشورهای جهان برای احمدی نژاد اولویت دارد، اما رفتار تهاجمی وی و متعاقبا متحدینش در امریکای لاتین در مقابل واشنگتن و همچنین تلاشهای او برای بی ثبات کردن کشورهای همسایه، بیانگر آن است که احمدی نژاد خواهان حضور پیوسته ایران در مجاورت امریکاست.
اساس سیاست های احمدی نژاد در امریکای لاتین، ایجاد یک اتحاد ضد امریکائی با ونزوئلا است، هدفی که خواسته رئیس جمهور ونزوئلا، هوگو چاوز نیز هست. وی در جریان دیدارش از تهران در جولای 2006 در یک سخنرانی در دانشگاه تهران خطاب به جمعیت حاضر گفت: "ما باید بشریت را حفظ کرده و به امپراتوری امریکا خاتمه دهیم".{5} پس از گذشت دو ماه آن دو بار دیگر در کنفرانس جنبش غیر متعهد ها که در هاوانا برگزار شد با هم ملاقات داشتند. {6} در سفر دوباره چاوز به تهران پس از یکسال- ولایت فقیه آیت الله علی خامنه ای نیز با وی دیدار داشت. {7} دیدار با خامنه ای تنها نصیب شخصیتهائی می شود که از نزدیکترین متحدین سیاسی و دوست رژیم بحساب آورده میشوند. در آنهنگام، منوچهر متکی وزیر خارجه ایران به شوخی و کنایه گفت:"هوگو چاوز تبدیل به یک نام آشنا و عادی در ایران و حتی در منطقه شده است، سپاس از سفرهای مکرری که وی به جمهوری اسلامی میکند". {8} احمدی نژاد و چاوز منظور ازاین ملاقات را ایجاد یک "محور اتحاد" در مقابل امریکا اعلام کردند. {9}
این سیاست رفت و آمد شاتل مانند دو جانبه بوده است. احمدی نژاد ، تنها پس از دو ماه از ضیافتی که بافتخار چاوز در تهران برگزارکرده بود به ملاقات وی در کاراکاس شتافت. {10} وی در این ملاقات به خبرگزاری ونزوئلائی گفت:"ما مطمئنا با همدیگر قویتر خواهیم شد، و در حقیقت هیچکس نمیتواند مارا شکست بدهد". {11} چهار ماه بعد، که چهارمین دیدار چاوز از پایتخت ایران در مدت دو سال بود، احمدی نژاد در کنار چاوز ایستاده و اعلام کرد:"مردم ایران و ونزوئلا شانه به شانه یکدیگر داده و همراه با ملل محروم جهان در مقابل امپریالیسم جهانی- لقب خودمانی احمدی نژاد برای امریکا- ایستاده اند". {12}
خوش رقصی ها و کمک های اقتصادی ایران به کشورهای فقیر مشروط به تغییر مواضع این کشورها نسبت به امریکاست و از آنجا که ایران و ونزوئلا هر دو از نظر ثروت نفتی غنی هستند، بنابراین رابطه شان نیز بر پایه همکاری متقابل است. مطمئنا تهران از پادر میانی سیاستمدارانه چاوزقدردانی میکند. در واقع اگر تلاشهای ونزوئلا در بدست آوردن عضویت شورای امنیت سازمان ملل در سال 2006 به ثمر رسیده بود، محتملا واشنگتن یا متحدین اروپا ئیش به پیروزی سمبولیک و یکپارچه شورای امنیت در تحریم برنامه اتمی ایران نمیرسیدند. {13}
هر دو رهبر از رابطه فیمابین کشورشان برای غلبه بر تحریم و انزوای بین المللی استقبال میکنند.
در دیدار مجدد چاوز از تهران در جولای 2007، وی یک هواپیمای ایرباس "ای 200-340" به احمدی نژاد هدیه کرد {14} آنهم درست در زمانیکه بسیاری از کشورهای غربی نسبت به صدور هر گونه وسایل هوائی مدرن به جمهوری اسلامی سوءظن دارند. وحشت آنها از این رو است که ایرانیان هواپیما را اوراق کرده و از قطعات آن برای بازسازی و تعمیر ناوگان نظامی کهنه و فرسوده استفاده نمایند. اینگونه مشارکتهاو همکاریها بین ایران و ونزوئلا،کوششهای وزیر امور خارجه امریکا، کاندولیزا رایس را برای جلب رضایت ایران نسبت به تعهدات بین المللی اش در قبال دریافت وسائل یدکی هواپیما خنثی کرد. بعنوان نمونه ، تنها چند ماه پس از موافقت کاندولیزا رایس مبنی بر صدور قطعات یدکی هواپیما توسط شرکتهای امریکائی به ایران،{15} احمدی نژاد برنامه شروع پروازهای مسافربری بین تهران و کاراکاس را اعلام کرد. {16}
هر دو رهبر از یکدیگر در مقابل انتقادات داخلی حمایت کرده اند. در افتتاحیه دو کارخانه ایرانی در کاراکاس ، چاوز دستاوردهای ایران را بعد از انقلاب اسلامی ستایش کرده و آنها را با دوران شاه مقایسه نمود {17}- اظهار نظراتی که برای شنوندگان ونزوئلائی چندان مفهومی نداشت اما به احمدی نژاد کمک کرد تا انتقادات داخلی را نسبت به سیاست های نادرست اقتصادی وی خنثی سازد. احمدی نژاد هم به سهم خود لفاظیهای چاوز را بر ضد امریکا تکرار نموده و استدلال رئیس جمهور پوپولیست را مبنی بر آنکه مشکلات مردم ونزوئلا نه از اداره نادرست اقتصادی بلکه از توطئه های امریکا ناشی میشود تائید نمود. {18} آنچه که بیشتر شگفت انگیز است گزارش دروغین گرویدن قبیله های بومی ونزوئلا به اسلام شیعه است.{19} بهر حال چنین تبلیغات نادرستی نقش مثبتی در افکار رای دهندگان به ملایان - که ماجراجوئیهای رئیس جمهورشان را مغایر با منافع ضروری وداخل ایران میدانند- دارد.
خوش رقصی ها و کمک های اقتصادی ایران به کشورهای فقیر مشروط به تغییر مواضع این کشورها نسبت به امریکاست و از آنجا که ایران و ونزوئلا هر دو از نظر ثروت نفتی غنی هستند، بنابراین رابطه شان نیز بر پایه همکاری متقابل است.
افزایش معادلات تجاری، همبستگی و مشارکت سیاسی را نیز بیشتر کرده است. همزمان با ملی کردن تاسیسات نفت غرب توسط چاوز، {20} شرکت نفت دولتی ونزوئلا (پی دی وی اس ای) پروژه 4 بیلیون دلاری تولید مشترک نفت ایران- ونزوئلا را در شرق مرکزی ونزوئلا اعلام کرد. {21} متکی در آوریل 2007 با لاف و گزاف اعلام کرد که تجارت دو جانبه ایران و ونزوئلا بزودی به 18بیلیون دلار خواهد رسید، {22} حتی اگر این رقم قدری مبالغه آمیز باشد ، همچنان نشان دهنده خط مشی سیاسی ایران برای گسترش نفوذ خود از طریق قدرت نرم است. اخیرا گزارش شذه است که شمار ایرانیان در هتلهای شهر کاراکاس افزایش یافته است.
کوبا نیز مسلما بخشی از مشارکت ایران-ونزوئلا است، اگرچه بیماری فیدل کاسترو ، رهبر کوبا و فقر عمومی حاکم بر آن جزیره کمونیستی ، نقش این کشور را بعنوان یک بازیگر اصلی ضعیف کرده است. هاوانا علاوه بر میزبانی گردهمائی جنبش غیر متعهدها در سال 2006، به تهران و کاراکاس ملحق شده و در تلاش ایجاد یک خط حمل و نقل مشترک دریائی است. {23} این اقدام به منزله یک راه فرار- با در نظر گرفتن بی سروسامانی و بی نظمی برنامه تحریم های امریکا و اروپا بر علیه این کشورها- محسوب میشود. و در ضمن شرکتهای حمل و نقل بین المللی به اندازه کوبائیها و ونزوئلائیها مطیع خواستهای ایران نیستند. هم اکنون گزارشهای رسیده حاکی از آنست که ونزوئلا زمینه کار دانشمندان ایرانی بر روی برنامه اتمی را در خاک امریکای جنوبی و بدور از چشم بازرسان بین المللی فراهم کرده است که البته این گزارشات از طرف سفیر ونزوئلا در تهران رد شده است. {24}
تهران و کاراکاس ، هر دو، ثروت باد آورده نفت را صرف کشورهای امریکای جنوبی و افریقا کرده و مواضع ضد آمریکائی آنان را تشویق و ترغیب میکنند. {25} سود اصلی این سیاست ها نصیب نیکاراگوئه و بولیوی شده است. تنها چند روز پس از اینکه دانیل اورتگا ، انقلابی سوسیالیست سابق ، دوباره به ریاست جمهوری نیکاراگوئه رسید احمدی نژاد با لحنی مملو از لذت گفت: "هر دو ملت آرمانهای یکسان" و دشمنی مشترک با امریکا دارند. {26} اورتگا "پیوند های مشترک " بین "دو ملت و انقلابشان" را تائید کرد. {27}
در حال حاضر، سفارت ایران در ماناگوا بزرگترین سفارتخانه آن شهر است. {28} اورتگا، چند ماه پس از اینکه به قدرت رسید ، بازدید احمدی نژاد را پس داد و با جتی که از طرف معمر قذافی ، رهبر لیبی ،به او قرض داده شده بود به تهران سفر کرد. {29} در تهران ، احمدی نژاد از محکم تر شدن پیوند های میان مردم ایران و نیکاراگوا که بر پایه " عدالت ، صلح و برادری" است صحبت کرد. {30} متعاقباً ، در جلسه ای دیگر با حضور اورتگا ، خامنه ای از نفرت و بیزاری مشترک آن دو کشور نسبت به امریکا داد سخن داد. {31}
ونزوئلا شاید بتواند روی پای خود بایستد، ولی نیکاراگوئه نمیتواند. پذیرش نیکاراگوئه از سوی جمهوری اسلامی نیز بدون قید و شرط نبود و شرایط خاصی را در بر داشت. نیکاراگوئه کشوری است که از طوفان های طبیعی و ستیزه جوئی با سرمایه گذاران صدمه های بسیاری خورده است. و ازطریق جمهوری اسلامی به پول نقد مورد نیاز خود دست یافت. چند ماه پس از دیدار اورتگا از جمهوری اسلامی ، چندین قرارداد تجاری بین دو کشور امضا شد. {32} تهران موافقت کرد که 350 میلیون دلار در بندر نیکاراگوئه سرمایه گذاری کند. {33} بعد از اعلام این قرارداد های تجاری، اورتگا امریکا را "یک ملت تروریست" خطاب کرد. {34} و از برنامه های اتمی جمهوری اسلامی حمایت کرد. {35} احمدی نژاد نیز متقابلا، با اشاره به برنامه اتمی پیشنهاد کرد که "آخرین و تازه ترین دانشها و تجربیات اتمی را در اختیار نیکاراگوئه خواهد گذاشت". {36} یکی از سفرای با تجربه و آگاه نیکاراگوئه که تا حدودی از این اظهارات شرمسار شده بود در گفتگوئی عنوان کرده بود که نه تنها تهران، بلکه کاراکاس نیز به نیکاراگوئه کمک های مالی و اقتصادی کرده مشروط بر اینکه نیکاراگوئه با صدور بیانیه هائی از جمهوری اسلامی حمایت کند. صرف نظر از اینکه نیکاراگوئه بخاطر دریافت پول از ونزوئلا یا به دلیل نفرت ایدئولوژیک از امریکا چنین بیانیه هائی را در حمایت از جمهوری اسلامی صادر کرده است، یک نکته همچنان قابل ملاحظع است: ایران منزوی شده از جامعه بین المللی ، یک "متحد جدید ،با دیدگاههای سیاسی مشترک" به دست آورده است.
بولیویا نیز متحد مهمی برای ایران شده است. تحت رهبری ایوو مورالس ، لاپاز از اتحاد با تهران استقبال نموده است. بولیویا نیز همانند نیکاراگوئه ، بیش از 1/1 میلیارد دلار بابت "مشارکتهای صنعتی" از ایران کمک اقتصادی دریافت نموده و در ازاء آن ایران نیز متحد دیپلما تیک جدیدی به دست آورده است. {38} در بحبوبه تلاشهای بین المللی برای تشدید تحریم علیه جمهوری اسلامی ، در چهارم سپتامبر 2007، وزیر امور خارجه بولیویا ، دیوید چکوئه هوانسا ، بر حقوق اتمی ایران تاکید کرده و خواستار حمایت بین المللی از موضع ایران شد. {39} تهران نیز به عنوان پاداش، در شهر لاپاز سفارتخانه باز کرد. {40} این اقدام خود بیانگر آن است که تهران دیگر به این کشور محصور در خشکی به عنوان یک کشور فرعی نگاه نمیکند.
این به خودی خود هیچ اشکالی ندارد که کشور ها با یکدیگر روابط سیاسی برقرار کنند. استدلال تهران میتواند بر این اصل استوار باشد که همانطور که امریکا مایل به ایجاد روابط محکم با امارات حوزه خلیج فارس یا کشورهای تازه به استقلال رسیده آسیای مرکزی است ، ایران نیز خواهان داشتن روابط با امریکای لاتین میباشد. اما پنداشتن اینکه این روابط و همکاریها فقط بر اساس خواست های بشر دوستانه یا بر خلاف منافع ملی امریکا نیست بسیار خطرناک است.
در ماههای اخیر، اداره رادیو و تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی ، برنامه های مشترکی را با اداره های تلویزیونی بولیویا و نیکاراگوئه آغاز کرده است. هدف این اشتراک مساعی کمک به گسترش صدای این کشور ها و ایجاد ایستگاههای رادیو تلویزیون ایرانی که سراسر امریکای لاتین را تحت پوشش خود قرار دهد، میباشد. {41} این تصور که احمدی نژاد امریکای لاتین را به عنوان جایگاه و مقری میبیند که از آنجا یک استراتژی خصمانه بر علیه امریکا و متحدانش به اجرا گذارد زمانی بیشتر اعتبار پیدا کرد که در اوایل این ماه قوای کلمبیائی یک اردوگاه نیروهای مسلح انقلابی کلمبیا را (اف ای آر سی) محاصره کرده و کامپیوترهای آنان را ضبط کردند. در یکی از این کامپیوتر ها پرونده هائی موجود بود که حکایت از خرید بیش از پنجاه کیلو گرم اورانیوم توسط اف ای آر سی داشت. احتمال اینکه این مقدار اورانیوم توسط ارگانهای ایرانی تسهیل شده باشد برخی از مقامات امریکائی را نگران کرد.
افریقا : سرحدات بعدی ایران
با در نظر گرفتن اینکه مکررا و عملا دولتهای امریکا و اروپا اهمییت افریقا را نادیده میگیرند ، دسترسی ایران به 52 کشور این قاره بسیار آسان و راحت است. متکی در 29 ژانویه 2008 اعلام کرد که امسال " نقطه عطفی در پیوند ایران با افریقا " خواهد بود. {43} سه روز بعد، وی بهنگام شرکت در جلسه سران اتحاد افریقا در آدیس آبابا اعلام کرد که بزودی ایران میزبان یک سری وزرای امور خارجه افریقا در تهران خواهد بود. {44}
الگوی قدیمی روابط خارجی ایران، که به نادیده گرفتن عرف دیپلماتیک مشهور بود نیز در افریقا در حال تغییر است. ایران با تعداد زیادی از کشور های افریقائی روابط محکمی ایجاد کرده است بخصوص با سنگال که زمانی متحد امریکا در جنگ سرد بود ولی اکنون در حال تبدیل شدن به ونزوئلای افریقا است. رئیس جمهور سنگال ، عبدولای واد ، برای ملاقات با خامنه ای و احمدی نژاد دوبار به ایران سفر کرده است. اولین بار در سال 2006 و بار دوم در سال 2008. {45} سفر اخیر وی زمینه ای شد برای خامنه ای تا اعلام کند برقراری اتحاد بین کشور های مسلمان مثل سنگال و ایران میتواند "قدرتهای قوی" همانند امریکا را ضعیف کند. {46} به حساب آوردن این عبارات به عنوان یک لفاظی و سخنرانی پر طمطراق اشتباهی بزرگ است. در 27 ژانویه 2008 ، یک هفته پس از اعلام سفر وزیر امور خارجه سنگال ، شیخ تیدیان گادیو به ایران ، وزیر نیروهای مسلح سنگال آقای بیکای دیوپ با همتای ایرانی خود ملاقات کرد تا در مورد گسترش پیوند های دفاعی دوجانبه بین دو دولت گفتگو کنند. {47}
مقامات بالای ایرانی نیز متقابلا از سنگال دیدار کرده اند. در 23 جولای 2007، آیت الله محمود هاشمی شاهرودی ، رئیس قوه قضائیه و غلامحسین الهام ، سخنگوی دولت که از نزدیکترین معتمدین خامنه ای و احمدی نژاد هستند به داکار رفته و با رئیس جمهور، واد ، و نخست وزیر شیخ حاجی بو سوماره ملاقات کردند. در این ملاقات ، شاهرودی اعلام کرد " ما بر این باوریم که این وظیفه ماست تا پیوند های میان کشورهای اسلامی را گسترش داده و از توانائی ها و قابلیت های دولت های اسلامی در راه رشد و گسترش اسلام استفاده کنیم." {48} در 12 مارس 2008 ، احمدی نژاد دوباره به دیدار این کشور افریقای غربی رفت. {49}
با در نظر گرفتن اینکه مکررا و عملا دولتهای امریکا و اروپا اهمییت افریقا را نادیده میگیرند ، دسترسی ایران به 52 کشور این قاره بسیار آسان و راحت است.
در حالیکه رهبری ایران بیشتر خواهان گسترش یک بلوک مسلمان بخصوص برای جایگزینی بلوک کشورهای سنی مذهب است، رهبری سنگال بیشتر متوجه منافع اقتصادی فوری است. پس از اولین دیدار واد از تهران، در سرمقاله روزنامه رسمی دولت آمده بود : "انرژی ، چشم انداز نفت و صنایع، سنگال از سیاست های ایران بهره مند میشود." {50} بعد از ملاقات متقابل ایرانیها ، واد اعلام کرد: ایران قرار است یک پالایشگاه نفت ، یک کارخانه تولید مواد شیمیائی و یک کارخانه نصب ماشین آلات 80 میلیون دلاری در آن کشور بسازد. {51} در طی چند هفته ، ساموئل سار، وزیر انرژی سنگال به تهران سفر کرد و با قول و تعهد ایران مبنی بر تامین نفت سنگال به مدت یکسال در ازای 34 در صد سهم از پالایشگاه نفت سنگال به کشورش باز گشت. {52} به احتمال قوی چنین کمکهائی همراه با شرائطی بوده است. در 25 نوامبر 2007 ، و در سومین ملاقات کمیته مشترک اقتصادی ایران و سنگال ، واد برنامه اتمی ایران را مورد تائید قرار داد و از آن حمایت کرد. {53}
سنگال تنها کشوری نیست که به دست ایران توسعه پیدا میکند. در حالیکه مقامات ایرانی توسعه اسلام را دلیل اصلی توسعه روابط سیاسی خود اعلام میکنند اما در حقیقت جمهوری اسلامی ایران حاضر به پذیرش هر کشور افریقائی ، اعم از مسلمان و غیر مسلمان رانده شده از جهان غرب و بخصوص امریکا است. در این میان ، سودان و زیمبابوئه بخصوص ، بهره های فراوانی برده اند. به دلیل عدم رعایت حقوق بشر در سودان و قتل عام دارفور ، دول اروپائی و امریکا در پی تحریم سودان بودند و درست در زمانیکه جامعه بین المللی تصمیم به سخت کردن تحریم های سیاسی علیه خارطوم گرفت ، احمدی نژاد رئیس جمهور سودان ، عمر ال بشیر را در آغوش گرفت. {54} احمدی نژاد در پیام خود صریح و رک بود. : پیوند های ایران و سودان باید بر پایه این &